آرزو محمدزاده ۱ مهر ۱۳۹۵ دلنوشته

فصل دل

روزهایم یکی یکی ورق می خورند

آرزو محمدزاده ۱۲ شهریور ۱۳۹۵ دلنوشته

تن تو

تن تو، چهار فصل زندگی من است

آرزو محمدزاده ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ دلنوشته

گذر زمان

دلنوشته بیا فرض کنیم که سالهای سال هم بگذرد تو می پنداری با گذشت زمان طعم نگاهت، شیوایی کلامت طنین صدایت قند خنده هایت استواری قدم هایت گرمای دستانت برای من قابل تغییر است؟ من به این ناپایداری خو گرفته ام من زاده بهارم زاده ناپایداری در اوج پایداری شور انگیزترین فصل سال  ❤️?❤️ آرزو […]

آرزو محمدزاده ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ دلنوشته

فصل خزان

تا برسد به قدم زدن در خیابان های این شهر
که پر است از عاشقانه های گفته نشده.
ازغزل های خوانده نشده
و شاید با فرا رسیدن پاییز

آرزو محمدزاده ۱۷ تیر ۱۳۹۵ دلنوشته

شور اردیبهشت

تابستانی که وامدار شور اردیبهشت
نباشد.

آرزو محمدزاده ۱۲ تیر ۱۳۹۵ دلنوشته

فصل مهر

باز کن اغوش بهاریت را
پاییز مهربانی نزدیک است.